محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

18

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

از اعضا ممتاز و مخالف باشد آن عضو به سبب آن مزاج مخصوص غير خود را و اين چنان باشد كه اندامها را با يكديگر قياس كنند مزاج بعض اندام نظر به اندام ديگر معتدل باشد ، مثلا اعتدال دماغ آنست كه سرد و تر باشد و رطوبت او از همه اعضا بيشتر بود و اين مزاج اگر چه در حق دماغ معتدل است اما چون جلد را بر اين قياس كنيم جلد معتدل‌تر باشد زيرا كه كيفيات اربعه در جلد اقرب به اعتدال است چنانچه در باب اعضا گفته آيد . الثامن المعتدل العضوي بالقياس إلى أحواله في نفسه و هو المزاج الذي إذا حصل للعضو كان على أفضل مما ينبغي أن يكون عليه هشتم از آن معتدل عضوى است قياس به احوال او در نفسش و آن مزاجى است كه چون حاصل عضو شود باشد آن عضو بر بهترين حالات كه سزاوار است بودن آن عضو بر آن حالت . و ظاهر است كه مزاج هر عضو كه در بهترين حالتهاى او موجود است لايق‌تر است او را از امزجهء سائر احوال وى ، اينست مراد از اعتدال عضوى نظر به داخل . و أما الخارج عن الاعتدال بحسب اصطلاح الأطباء فينقسم إلى ثمانية أقسام اما خارج از اعتدال مفروض بطور اصطلاح طبيبان منقسم مىشود بهشت قسم ، لأنه إما أن يكون أحر مما ينبغي زيرا كه بدرستى كه يا هست غير معتدل مذكور كه باشد گرم‌تر از آنچه مىبايد ، يعنى نسبت به حال معتدل مفروض گرمى در وى زياده بود أو أبرد منه يا سردتر از آن باشد أو أرطب منه يا ترتر از آن باشد أو أيبس منه يا خشك‌تر از آن باشد أو أحر و أرطب منه يا گرم‌تر و ترتر از آن باشد يعنى در دو كيفيت زياده بود أو أحر و أبيس منه يا گرم‌تر و خشك‌تر از آن باشد أو أبرد و أرطب منه يا سرد و ترتر از آن باشد أو أبرد و أيبس منه يا سردتر و خشك‌تر از آن باشد . فائده [ انواع مزاج نامعتدل فرضى ] مزاجى كه خارج است از اعتدال مفروض منحصر است در هشت قسم زيرا كه خروج از آن متحقق نمىشود مگر به زيادتى كيفيتى از كيفيات و كيفيات خود چهاراند پس اگر خروج در يك كيفيت است آن را مفرد گويند و اين مشتمل است بر چهار قسم و اگر خروج در زياده از يك كيفيت است لازم است كه در دو كيفيت باشد كه غير ضداند زيرا كه اجتماع ضدين محال است ، پس اين نيز بجز چهار قسم صورت نه‌بندد چنانچه بيان نموده شد و اين را مركب گويند پس ثابت شد كه غير معتدل هشت قسم است ، چهار از آن مفرد است و چهار مركب است . تنبيه در بيان آنكه لفظ معتدل در اصطلاح اطبا در چند جا اطلاق مىيابد : يكى از آنجا كه كيفيات متضاده برابر باشند و آن را معتدل حقيقى مىگويند و گفته شد كه و لا وجود له . دوم آنجا كه داده شود هر مركب را مزاجى